عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

989

زبدة التواريخ ( فارسى )

روم به صحراى اماليه « [ 1 ] » قريب اراضى قيصريّه رسيد . بندگى حضرت سلطان السّلاطين شاهرخ بهادر - خلّد اللّه تعالى ملكه و سلطانه - و اميرزاده سلطان حسين بهادر و امير سليمان شاه را با لشكرهاى گران از چپ و راست تعيين فرمود تا راههاى ايشان گرفته نگذارند كه هيچ آفريده از ايشان به‌طرفى ديگر بيرون رود ، امّا شرط فرموده كه به هيچ‌وجه متعرّض آزار ايشان نشوند و اذيّت به مال و نفس ايشان نرسانند . سرداران تاتار چون آن حال مشاهده كردند اخى ميرك و اخى مروت باشليق با ديگران مجموع بنده‌وار پيش بندگى حضرت آمدند . بندگى حضرت ايشان را به تقريرات دلپذير كلمات پادشاهانه و ترتيبهاى خسروانه مستظهر و مستوثق گردانيد و به سوگند مؤكّد كرد كه دربارهء شما جز عنايت و مرحمت ندارم و نخواهد بود . ملوك متقدّم و سلاطين ماضيه آباء و اجداد شما را از آن ولايت « [ 2 ] » بدين ديار آوردند . مدّتى در مقام غربت بوديد ، اكنون در سايهء عنايت و عاطفت ما « حبّ الوطن من الايمان » بر خود خوانيد و به مقرّ و موطن آباء و اجداد خويش بازگرديد و بقيهء عمر در سايهء عنايت ما به امن و امان روزگار گذرانيد . ايشان بدين معنى راضى و منّت‌دار شدند و در مقام اظهار عبوديّت گفتند : فرمان بندگى حضرت را مطيع و منقاديم و بدين مرحمت و بنده‌پرورى خرسند و دلشاديم . « [ 3 ] » ما را از اين چه بهتر كه در سايهء چنين پادشاهى بعد از مدّتى مديد و عهدى بعيد مرفّه و خوشحال با زن و فرزند و خويش و پيوند و مواشى و اموال به ملك خود بازگرديم . بندگى حضرت چون صدق ايشان معلوم كرد كلانتران ايشان را فرمود تا از قوم خود و مجموع ايل را اسلحه « [ 4 ] » جدا كرده بياوردند و فرمان فرمود كه هيچ آفريده متعرّض عرض و مال ايشان نشود ، حتّى كه به زر نيز از ايشان چيزى نخرند و با ايشان سودا و معامله نكنند و جمعى از امرا را بدين مهمّ موسوم گردانيد [ 229 - ب ] تا ياسلاميشى كرده از انواع عوارض و تكاليف ايشان را مصون و محروس دارند و با ايشان ملازم بوده محافظت جانب و مراقبت احوال ايشان لازم دانند و يورتچيان ايشان را به سر آبها و علفخوارهاى خوش فرود آورند . بر اين منوال سىهزار خانه با اسباب و اموال و احمال و اثقال از شتر و گاو و گوسفند مصحوب « [ 5 ] » امن و امان از

--> ( [ 1 ] ) - ت : امانيه . ( [ 2 ] ) - ت : بلاد . ( [ 3 ] ) - م : دلشاد . ( [ 4 ] ) - ت : اسلحه ايل و الوس خود را . ( [ 5 ] ) - ت : مضمون .